۲۰ بهمن
امروز متن نامه سرگشاده انجمن اسلامی دانشجویان اروپا را دریافت کردم که خطاب به اعضای شورای عالی امنیت ملی نوشته اند و خواستار خویشتنداری ایران و تلویحا پذیرش قطعنامه شده اند. هم اصل این نامه و هم مضامین آن بسیار مهم به نظر می رسد. از این رو متن کاملش را در وبلاگ می گذارم و دعوت می کنم که حتما آن را بخوانید؛ مخصوصا آنهایی که دستی در تصمیم گیری دارند بخوانند و سعی کنند بین خودشان و خدایشان پرسشهایی را که در این نامه مطرح شده پاسخ دهند و نصایحی که دلسوزانه مطرح شده، بشنوند. این هم متن کامل نامه:
بسم الله الرحمن الرحيم هست کليد در گنج حکيم
نامة سرگشادة اتحادیة انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا به اعضای شورای امنیت ملی به مناسبت 22 بهمن
«ولاتلقوا بایدیکم الی التهلکه»
اعضای محترم شورای امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، بیست و هشتمین سالگشت پیروزی انقلاب اسلامی و مردمی ایران با بحرانی مقارن شدهاست که هر تصمیمی در قبال آن تصمیمی تاریخی و سرنوشتساز خواهد بود. ایام ایامی است پرالتهاب و پربیم برای دلسوزان انقلاب و ایران، چه مساله هستهاي به لطف بيتدبيريها، مذاکره نکردنها و فرصتسوزیهاي خودي و سياستبازی دشمنان از پرونده به تنش، و سرانجام بحران تبديل شده. بر دشمني دشمنان عذري نيست که دشمنند. اما بيتدبيري و ندانم کاري آنان را که به کارگرداني اين ملک ايستادهاند توجيه چيست؟ دوستداران و دلسوزان نظام از لزوم ظرافت ديپلماتيک، ميانهروي سياسي و سنجشِ دور از احساساتِ هزينه و فايده بسيار گفته و ميگويند و همچنان حباب بر آب مينشانند! ما را سر تکرار اين سخن نيست، که گر گوش شنوايي بود تاکنون چنين ناشنيده نميماند. اين سخن صادقانه را از ما دانشجويان و دانشوران ايراني بپذيريد که بحران هستهاي، کشور را در ورطة جنگ اقتصادي انداخته و به آستانه جنگ نظامي کشانده. در اين فرآیند همه بیش و کم سهيمیم و برای توقف آن در برابر خالق و خلق مسئول.
برخي به چشمان نگران ما ميخندند که طبل جنگ توخالي است و هيمنه ما بيش از هيمه انباشتة دشمنان است. ما نیز چنین آرزو داریم اما نمیتوانیم چشمان خود بر این حقیقت تلخ ببندیم که چو جنگ برفروزد، ببازيم و ببريم، بازي در ميدان ماست و آتش در خرمن ما. رومي مستِ تيغ بر کف را غمي از توپ و تفنگ ما نيست! چه کنیم که نوع هجمة تبلیغاتی و جنگ روانی رسانهای در غرب که در روزهای اخیر رنگی دیگر به خود گرفته به طرز غریبی ما را به یاد تبلیغات رسانهای پیش از حمله به عراق میاندازد. این جنگ روانی و تحریم اقتصادی خود دست کمی از جنگ واقعی ندارد و کمتر از جنگ مسلحانه به اعتبار و اقتصاد ایران ضربه نمیزند. به حساب زميني، احتمال جنگ واقعی را گرچه هنوز زیاد نمیدانیم اما بیمی روزافزون داریم و میدانیم که تحریم اقتصادی و چنین جنگی به کام گروههاي صهيوني و فرقههاي نظامي و بنیادگرایان مسیحی و یهودی و مسلمان و سکولار شیرینتر از عسل است! اينانند که گر به هوش نباشيم حرف خود به کرسي نشانند و فرمان حمله بستانند. اينانند که جنگ تجارتشان است و مرگ ارض موعدشان. منافع مردم آمريکا شايد در نجنگيدن باشد اما پارهای سران واشنگتن به مصالح اسراييل نظر دارند و آنرا در ويراني ايران میبینند. ولي رجزخوانان، اين لابيهاي غيررسمي اما مقتدر را از ياد بردهاند. اينان شب و روز ماهرانه در کار حفظ منافع مالي و پيشبرد مطامع سياسي خويشند و در دولت آمريکا آصف برخيا. چرا آب به آسيابشان بريزيم و هيزم به آتششان؟
گويند ويتنام ميسازيم! چشم بگشاييد آن که نسلي از مردمانش خاکستر جنگ شد، جنگلش سوخت و کشتزارش خشکيد ويتنام بود. آن که نان ملتش گلوله شد، آبش زهر، رشتهاش پنبه و کشتگانش پشته ويتنام بود. آن که نخبگانش گريخت، شهر شهرش فروريخت و بند بندش گسيخت ويتنام بود. آن که پس از سي سال نبرد دهشتناک، خسته و ويران و عقب ماندهتر از پيش و صد البته با نام بينان «پيروز» باقي ماند ويتنام بود. پنج مليون کشته، کودکان ناقصالخلقه، درختان سوخته، مردم سرطانگرفته، آبهاي مسموم و مزارع لم يزرع و اقتصادی ویران حاصل دسترنج ويتنام بود. آمريکا نه عذر خواست و نه غرامت پرداخت. در عوض ويتنام مجبور شد بدهيهاي دولت نگونسار سايگون را نيز به گردن گيرد تا از تحريم آمريکا رهايي يابد و باز بتواند دست طلب پيش بانکهاي غربي دراز کند! کدام کارخانة آمريکا بمباران شد و کدام سربازش شيميايي؟ همة آن بربريت لگام گسيختة حقدریده در خاک ويتنام ميگذشت و در برد و باختش بازنده همان ويتنام فقير استعمارزده بود که بود.
ما نميخواهيم پاره تنمان ويتنام شود. بگذاريد ايران بمانيم! عشق ما به اين مرز و بوم گر از مهر شما بيش نباشد، کمتر هم نيست. که گر شما را انديشهاي است از قدرت امروز و داوري تاريخ بيرحم فردا، ما فرزندان جویندة دانش ايران را سودايي نيست مگر آبادي و آرامش ميهني که تلخي بسیار از ايام کشیده. ما بزرگي اسلام و سربلندي ايران را گر نه بيشتر، دست کم به اندازه شما آرزومنديم. اما دريغا که راهي که در پرونده هستهاي میپيماييد به چنين ارمغان گرانسنگي انجامد! آرزوي ديرين ما داشتن ايراني است مغرور که سربرافرازد و کس را توان مخالفتش نباشد. اميد ما پيشتازي ايران در علم و صنعت و فناوری است تا به جاي آن که به اسب و تبار و گذشتهمان بنازيم، به «رستم يلي هست» در سيستان بباليم. اگر چشم بگشاييد میبینید که افسوس هنوز چنين نيست و اين طور که چهارنعل به سوي تحريم و جنگ ميتازيم، تا ساليان سال نيز چنين نخواهد شد! ستيزهجوييها و دشمنتراشيهايي که در يک سال گذشته کشورمان را زبانزد جهانيان کرده چنان بوده که گويي ايران ابرقدرتي فعال ما يشاء است و جهان زیر نگین دارد! افسوس و صد افسوس که چنين نيست! حتی آمریکا نیز چنین قدرتی ندارد! حقيقت تلخ اين است که ما با چنين خواب بلند و خيال رنگين، از عهده دفاع از نام تاريخي خليج فارس هم برنيامدهايم و در پاي پديده پيش پا افتادهاي چون تورم پژمردهايم.
جناب آقای دکتر احمدی نژاد، رئیس محترم شورای امنیت ملی، داوری مایی که مواجههای مستقیم با غربیان داریم را بپذیرید که هیچ عاملی به اندازة سمینار نامیمون هولوکاست و وعدة پاک کردن اسرائیل از روی نقشه نمیتوانست افکار عمومی غربیان را منفی و اجماع جهانی علیه ایران را تسهیل، و تحریم و اقدام نظامی را در اذهان عمومی جهانیان توجیه کند. در اين همه ديگران را ترساندن، با زمين و زمان درافتادن و سخن از پيشتازي هاي ايران راندن چه سود وقتي در کنترل قیمت گوجه درماندهایم و حتی با بالاترین قیمت نفت و حراج صندوق ذخیرة ارزی هم چنین کارنامة اقتصادیای داریم؟ ما را چه جاي سوداي رهايي جهان و پرچمداري مسلمانان؟ کار خانة خدا به صاحب خانه وانهيد و چون عبدالمطلب سر خود گيريد که شما را وظيفهاي ديگر است! از اين همه سخنان نسنجيده تحريک آميز چه سود وقتي که نه چنان که خود میپنداریم قدرتمندیم و نه آن چنان که پارهای رسانههای غربی ترسیم میکنند هولناک؟ اين چنين با همه درساختهاي يعني چه؟ اين همه شاخ و شانه کشيدن چه ثمري جز يکپارچگي جهان در راستاي منافع دشمنان این نظام داشته؟ جز در معرض خطر قرار دادن نتیجة سرمایهگذاریهای دولتهای پیشین برای دستیابی به انرژی صلحآمیز هستهای چه حاصل شده؟ جز خاموشي صداهاي ضدجنگ و تقويت مواضع صهيونيان عليه ايران چه به دست آمده؟
هنوز به یاد داریم که آن روز که جوانان ما صف به صف در نبرد عراق پرپر ميشدند کسي در جهان اشکي نريخت و تکاني نخورد! ما را برچسب وحشتزدگي زدن نهايت بيانصافي است. ما از جنس آن رزم آرایي نيستيم که در مخالفت با مليشدن صنعت نفت بي شرمانه در خانه اين ملت ميگفت «آقايان شما يک لولهنگ هم نميتوانيد بسازيد، نفت پيشکشتان!» نه، ما دانايي و توانايي کشورمان را باور داريم و پيشتازي اش را آرزو. اما واقعيت را هم ميبینیم و حق را ميگوييم، آيا تحمل سخن حقتان هست؟ «بدانيد آن که او را حق سود ندهد، باطل زيانش رساند و آن که به راه نيفتد، گمراهي به هلاکتش کشاند» (نهج البلاغه خطبه 28).
حقیقت تلخ این است که آمريکا ميتواند سالي 800 ميليارد دلار به چاه ويل ارتشش بريزد، ما اما اين همه نمي توانيم! و مهمتر اینکه آمريکا ميتواند بجنگد بي آن که خاکش صدمه ببيند. عراق را بنگريد. عراقي است که سينة عراقي ميشکافد. بلي سرباز آمريکايي هم کشته ميشود، اما اين دانشگاههای آمريکا نيست که تعطيل مي شوند. اين مردم آمريکا نيستند که گرسنه ميمانند و در صف کیلومتری بنزین میایستند. اين برق بيمارستانهاي آمريکا نيست که قطع ميشود. بلي سرباز آمريکايي هم کشته ميشود، اما ثروت منهتن و قدرت واشنگتن محفوظ ميماند. اين مسجد سني و حرم شيعه است که هتک حرمت مي شود! بلي سرباز آمريکايي هم کشته ميشود، اما اين نفت عراق است که به جيب آمريکا ميرود و عتبات عالیات است که صدمه میبیند. بلي سرباز آمريکايي هم کشته مي شود، اما اين اوپک است که يکي از اعضاي اصلي خود از دست داده است و با حمله به ايران از هم میپاشد. آیا ميخواهيم ايران را نيز چو هيروشيما و کنگو و ويتنام و نيکاراگوا و افغانستان و عراق خوکچهاي در آزمايشگاه سلاحهاي غربي کنيم؟ چرا با دم اين شير نر بازي ميکنيد؟ خيال جالوتکشي داود و ملک سليمان باید از سر انداخت. گفتن از اين که غرب مستکبر است و جهانيان مرعوب غرب چه سود وقتي پا بر خفتانمان ميفشارند؟ سنگ را بر سر زني سر بشکند چه لحد باشد چه حجرالاسود! شعارهاي ناشتا صنعت و پيشرفت نميآورد. تلخ است توسعهنیافتهتر بودن، تلخ. اما راهش خودسازي است نه خودکشي! تا جنيني کار خون آشامي است. آري، با مشت به جنگ سندان نمي روند! برای دفاع از حق ایران و ایرانی برای تمتع از تحقیقات هستهای و انرژی اتمی با تدبیر بیشتر راه کمهزینهتری برگزینید و از هر فرصت مذاکره بهره گیرید.
جناب آقای دکتر لاریجانی، دبیر محترم شورای امنیت ملی، ايران صفوي (1101-879 ش) به دوره خود به مراتب قدرتمندتر از ايران امروز بود. اما شاه عباسِ مستبد همين ايران، چون ديد نميتواند هم با ازبکان بجنگد، هم عثماني براند و هم امراي پرتقالي- يهودي هرمز براندازد، «ننگ» صلح با عثماني متجاوز را خريد (969) تا «نام» کشورش جاودان کند. به صبر ساليان و کوشش پيگير بي شعار، هم ازبکان واپس راند (976)، هم بغداد گشود (982) و هم بندرعباس (994) و هرمز را (1001). 190 سال بعد عباس ميرزا نيز کوشيد به راه شاه سلفش رود. پس از شکست اصلاندوز (1191) به ناچار صلح پذيرفت تا سپاه سازد و شير ايران برابر خرس تزار بيارايد. اما کوتهبينانِ کمصبر فرياد وااسلاما سردادند و از فروش ملک مسلمين به بيگانگان ناليدند. شور مردمان افروختند بي آنکه شعوري افزايند. شاه را به جنگ خواندند و وليعهد بيهميت انگاشتند (1202). با فتواي جهاد در برابر چشمان گريان عباس ميرزا به ميدان شدند و مهلتش ندادند که در آرامشِ صلح، عقبماندگي ميهن جبران نمايد. با سپاه ناسازِ غيردايمي به تابستان تاختند و با فتوحات اوليه به ريش نايب السلطنه ترسو خنديدند که آنچه به جنگ ده ساله ميسر نشد در جهادي سه ماهه به کف آمد! به زمستان هر يک خرم از بازپسگيري ملک اسلام به کاشانه خود شدند و سپاه اندک ميرزا ماند و ارتش انتقامجوي روس. هر چه وليعهد به آن درشترگانِ غيرتزده اصرار کرد نه خود آمدند نه خبرشان. دربار تهران هم که به نوش خویش و زنبارگی مشغول بود. نتيجه آنکه سپاه ايران سنگر به سنگر عقب نشست. گرجستان که بازنستاند هيچ، ايروان و لنکران و تبريز هم ز دست داد و کار حتي به تهديد پايتخت کشيد. ترکمانچاي زير سرنيزه روس امضا شد و ايران محکوم به پرداخت غرامت (1207). در انجام نيز همان عباس ميرزاي دينفروش بيهميت ترسو بود که به رغم خست دربار به همت مردم غيور آذربايجان و با ثروت شخصي خود خراج سنگين نخستين را گزارد تا روس ها تبريز و جنوب ارس را تخليه کنند. رگ برآمده و غيرت برافروخته نابخردان تفليس که بازنياورد هيچ، دست ايران ز ايروان نيز بريد و از بادکوبه تا دربند را يکسره به يغما داد. و ننگ براي آنان ماند که عباس ميرزا را به ننگپذيري و وادادگي متهم ميداشتند. از کار این دو عباس که با همة خطاهایشان این واقعیت را میفهمیدند باید درس آموخت. هر که ناموخت از گذشت روزگار/ هيچ ناموزد ز هيچ آموزگار.
به اعتراف دوست و دشمن کار عراق نه چنان مي رود که مراد آمريکاست. حساب آن غدار مکار توسعهیافته با مجهزترين ابزار و کارکشتهترين کارشناسان چنين غلط از کار درآمد. چون است که زمامداران ما وقعي هم به نظرات کارشناسان و دلسوزان ننهند، حرف خود زنند و خويش به غمزه مساله آموز صدمدرس دانند؟ خواستند بي زاد و توشه و زحمت با شعار و دعا و موج احساسات، روس واپس نشانند. در انجام اما پشت دوتا کمر به خدمت روس و انگليس بستند. اين مملکت بايد چند باکو و ايروان ديگر از دست دهد؟ به مذاکرات نتیجهمندتر و اطمینانبخشتر شما امید بستهایم. با تدبیر و مذاکره سایة تحریم و جنگ از سر ایران بردارید.
گر اين نامه صریح و پرکنايه به نظر آمد نه از سر انکار و لجاجت که از روي دلسوزي بود، چه «حق سنگين است و گوارا، و باطل سبک اما در کام چون سنگ خارا» (نهج البلاغه، گلواژة 376). آري بزرگي بزرگان به حق شنوي است نه شمشيرکشي، که اميد ما به بزرگي شماست. «و لا تکونوا کالذين قالوا سمعنا و هم لا يسمعون!» (قرآن کريم، انفال 21) اين سخن علي(ع) براي به کار بستن است نه قاب گرفتن که فرمود «مردم در کارهاي تو چنان مي نگرند که در کار واليان پيش از خود مي نگري و دربارهات آن گويند که تو درباره آنان گويي!» (نهج البلاغه، عهدنامه مالک اشتر) فهل من مدکر؟!
در پایان ضمن دعوت از ملت عزیز ایران برای شرکت گسترده در راهپیمایی 22 بهمن در این شرایط حساس بینالمللی، از مسئولان و مدیران نظام خواستاریم که در بیست و هشتمین سالروز انقلاب شکوهمند اسلامی، از تحمیل هزینههای کمرشکن تحریم و تقابل با جامعة جهانی بر گردة نحیف جامعة ایران جلوگیری کنند. 2 اسفند نزدیک است؛ این بلا از جان ایران دور کنید.
و من الله التوفیق و علیه التکلان اتحادیة انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا – 20 بهمن 1385
TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/899
آتش بس
اين روزها بازار كاسه هاي داغ تر از آش (روشنفكران عزيز) بسيار گرم است و هر روز با هزار و يك تفسير مردم و دولت ايران را از حمله نظامي آمريكا ميترسانندִ لابد اعتقاد دارند كه اگر ايران از خر شيطان پياده شود و به تمام مفاد قطعنامه شوراي امنيت عمل كند خطر حمله نظامي آمريكا از بين ميرود و خوشبختي و رفاه سرتاسر ايران را پر ميكندִ
آمريكا چرا تهديد به حمله نظامي ميكند؟ خود آمريكا با شفافيت كامل ميگويد كه اين تهديدات و عمل به ان فقط ִ فقط براي حفظ منافع كشور آمريكا در منطقه است ִ حال بايد از اين دوستان پرسيد كه آيا براستي باور دارند كه ميتواند منافع آمريكا با منافع ايران همسو گردد؟ و پرداحتن منافع مورد نظر آمريكا توسط ايرن باعث ميشود كه مردم ايران نيز به رفاه و حوشبحتي برسند؟
هيچگاه و در هيژ شرايطي منافع كشورهاي استعمار گربا منافع كشورهاي استعمار شده همسو همجهت نبوده است ִ
سوال ديگر اين است كه منافع آمريكا و متحدان اروپايي آن در منطقه خاورميانه و خارج از مرزهاي اين كشورها با فاصله چندين هزار كيلومتري چه ميكند؟چه كسي و جه قانوني اين حق را به اين كشورها داده است كه ادعاي منافع در حاك كشورهاي ديگر داشته باشند؟
حال برويم بر سر حمله نظامي آمريكا به ايرانִ آيا اگر آمريكا اطمينان داشت كه با حمله نظامي منافع بيشتري از آنچه در حال حاضر دارد بدست خواهد آورد منتظر اجازه كسي مي شد يا به گريه و زاري و التماس كسي توجه ميكرد؟
آمريكا كه تكليفش روشن است و با صراحت گفته است كه براي حفظ منافع خود از هيچ اقدامي دريغ نخواهد كرد و تابع هيج قانوني نيست؟ پس چرا حمله نميكند؟
همه ميدانيم كه همواره تهديد كردن و ترساندن قدرت عمل و هزينه كمتري داردִ حداقل در اين چند سال شاهد هستيم كه تا زمانيكه آمريكا به افغانستان و عراق حمله نكرده بود و تهديد به حمله نظامي مسكرد ترس و وحشتي كه در ميان مردم و دولتهاي منطقه ايجاد كرده بود بسيار بيشتر از حالا است كه اين حمله ها انجام شده استִ تازمانيكه اسراييل تهديد به حمله نظامي به لبنان ميكرد و درگير جنگ با حزب الله نشده بود مردم و دولتهاي منطقه از تبليغات گسترده اي كه از قدرت نظامي اسراييل مي شد خيلي بيشتر حساب ميبردندִ
حال خواهشمند است كه بيش از اين به اين تبليغات و جنگ رواني دامن نزنيم و آب به آسياب دشمن نريزيمִ
ميتوانيم از بسياري از رفتارها و سياستهاي جمهوري اسلامي ايراد بگيريم و به حق انتقاد كنيم ولي اينكه هم صدا با بوقهاي تبليغاتي غرب كه تعداشان كم نيست خطر حمله نظامس را بزرگ نكنيم و توي دل مردم را خالي نكنيم كه هيچ نتيجه اي براي مردم و كشور ما نداردִ
آتش بس
اين روزها بازار كاسه هاي داغ تر از آش (روشنفكران عزيز) بسيار گرم است و هر روز با هزار و يك تفسير مردم و دولت ايران را از حمله نظامي آمريكا ميترسانندִ لابد اعتقاد دارند كه اگر ايران از خر شيطان پياده شود و به تمام مفاد قطعنامه شوراي امنيت عمل كند خطر حمله نظامي آمريكا از بين ميرود و خوشبختي و رفاه سرتاسر ايران را پر ميكندִ
آمريكا چرا تهديد به حمله نظامي ميكند؟ خود آمريكا با شفافيت كامل ميگويد كه اين تهديدات و عمل به ان فقط ִ فقط براي حفظ منافع كشور آمريكا در منطقه است ִ حال بايد از اين دوستان پرسيد كه آيا براستي باور دارند كه ميتواند منافع آمريكا با منافع ايران همسو گردد؟ و پرداحتن منافع مورد نظر آمريكا توسط ايرن باعث ميشود كه مردم ايران نيز به رفاه و حوشبحتي برسند؟
هيچگاه و در هيژ شرايطي منافع كشورهاي استعمار گربا منافع كشورهاي استعمار شده همسو همجهت نبوده است ִ
سوال ديگر اين است كه منافع آمريكا و متحدان اروپايي آن در منطقه خاورميانه و خارج از مرزهاي اين كشورها با فاصله چندين هزار كيلومتري چه ميكند؟چه كسي و جه قانوني اين حق را به اين كشورها داده است كه ادعاي منافع در حاك كشورهاي ديگر داشته باشند؟
حال برويم بر سر حمله نظامي آمريكا به ايرانִ آيا اگر آمريكا اطمينان داشت كه با حمله نظامي منافع بيشتري از آنچه در حال حاضر دارد بدست خواهد آورد منتظر اجازه كسي مي شد يا به گريه و زاري و التماس كسي توجه ميكرد؟
آمريكا كه تكليفش روشن است و با صراحت گفته است كه براي حفظ منافع خود از هيچ اقدامي دريغ نخواهد كرد و تابع هيج قانوني نيست؟ پس چرا حمله نميكند؟
همه ميدانيم كه همواره تهديد كردن و ترساندن قدرت عمل و هزينه كمتري داردִ حداقل در اين چند سال شاهد هستيم كه تا زمانيكه آمريكا به افغانستان و عراق حمله نكرده بود و تهديد به حمله نظامي مسكرد ترس و وحشتي كه در ميان مردم و دولتهاي منطقه ايجاد كرده بود بسيار بيشتر از حالا است كه اين حمله ها انجام شده استִ تازمانيكه اسراييل تهديد به حمله نظامي به لبنان ميكرد و درگير جنگ با حزب الله نشده بود مردم و دولتهاي منطقه از تبليغات گسترده اي كه از قدرت نظامي اسراييل مي شد خيلي بيشتر حساب ميبردندִ
حال خواهشمند است كه بيش از اين به اين تبليغات و جنگ رواني دامن نزنيم و آب به آسياب دشمن نريزيمִ
ميتوانيم از بسياري از رفتارها و سياستهاي جمهوري اسلامي ايراد بگيريم و به حق انتقاد كنيم ولي اينكه هم صدا با بوقهاي تبليغاتي غرب كه تعداشان كم نيست خطر حمله نظامس را بزرگ نكنيم و توي دل مردم را خالي نكنيم كه هيچ نتيجه اي براي مردم و كشور ما نداردִ
الپر جان. خيلي وقت بود نديده بودمت و ميبينم كه ديگه مثل اونوقتها برات پيامي نمينويسن. خواستم يك سلامي كرده باشم و بگم مردم ديگه به اين انجمن اسلاميها و اصلاح طلبها و اين شتر مرغهاي جمهوري اسلامي ديگه گوش نميدن. هر روز مردم بيشتر و بيشتر ميفهمن كه اينها همه وعده سر خرمن هست. نظام نه تنها قابليت تغيير رو نداره بلكه حتي قابليت شنيدن هيچ حرفي خلاف خودش رو هم نداره. منظورم از نظام نه خامنه اي هست و نه او جاني بزرگ (رفسن جاني رو ميگم) و نه سيد خندان و يا اون رييس جمهور خوشگل و خوش تيپ محمود جون. منظورم سر تا پاي اون سيستم هست كه مثل اهريمن روي ايران و ايرانيها افتاده و حالا شماها هي ميخواين بگين "نه درست ميشه، خوب ميشه، صبر كن اگه درست نشد تا 3 بشمار. اگه باز نشد دوباره تا 3 بشمار. خلاصه انقدر بشمار تا درست بشه."
انكه مرگ در ييش چشمش تهلكه است /جمله لا تلقو بگيرد او بدست.
از شوخي گذشته انسان حق ندارد به خاطر غرور خود ملتي را به كام مرگ بكشاند . ما معتقديم بايد در هنگام خطر عقل را بر احساس حاكم كرد.
واقعا اون بنده خداها هنوز هم از سيدعلي دشمن شناس و آلهم انتظار عقلانيت دارند!؟ آيا تو اين ده سال اخير به اندازه يه سرسوزن اين اتفاق افتاده!؟ اينها تا همه چيز مملكت رو دوباره به صفر نرسونن و بعد خودشون با قيافه اي مظلومانه جام زهر رو بالا نزنن ول كن نيستن. نامه آتش بس خميني به سران نظام يادت كه هست؟ اون استادلالها ابلهانه متعلقين نظام كه اون بالا نوشته شده در همين راستا! اما اين بار اين تو بميري با اون تو بميري هاي سابق زمين تا آسمون فرق ميكنه. و بيچاره ها نمي دونن دارن اينبار تنها مردم و مملكت نيست كه به گاه فنا ميرن بلكه خودشون هم! البته به نظرم من كلا مشكل اصلي تو مملكت ما پول بادآورده ي نفته كه هر عقب مانده اي كه به قدرت ميرسه خودش رو در مركز عالم ميبينه و ناجي جهان و همه عالم دشمن او.
سلام آقاي الپر!
لطفا براي يكبار هم كه شده دقيقا توجه كنيد!
لطفا به پرسش من پاسخ دهيد!
من با لحن اين اعلاميه مخالفم.
من با علت بيان شده براي پذيرش تعليق مخالفم.
متاسفانه آنچه در اين نامه و اعلاميه ناديده گرفته شده هماناست كه به تشخص و هويت ايران و ايراني اعتنايي ندارد.
بحث بر سر ويران شدن ايران در مقابل تجاوز نيست.
بحث نبايد با دم شير بازي نكردن باشد.
اين تاييد ترس ايراني است.
بارها گفته شد پيشرفت دانشمندان ايراني و تعالي ايران در مورد توانايي علمي مورد تعرض نيست و باعث فخر ايرانيان است. آنچه به تشخص و هوين ايراني ميافزايد علت پذيرفتن راي شوراي امنيت و آژانس انرژي اتمي است و چه علتي مهمتر اينكه ما نميخواهيم قواعد مشاركت در بازيهاي بينالمللي را نقض كنيم و متعهد به قراردادهاي بينالمللي هستيم.
وقتي عضو آژانس هستيم بايد قواعد بازي را رعايت كنيم و بايد به راي يكدست شوراي امنيت احترام بگذاريم و راي جهاني را ورق پاره نخوانيم كه اين يعني متعهد نبودن، يعني قابل پيشبيني نبودن براي جهان. يعني سركش بودن و مسخره كردن عضويت و تعهدات خود.
ما بايد به تعليق و راي آژانس و شوراي امنيت تن در دهيم چون بايد الزاما به قواعد قراردادهاي اجتماعي ناشي عضويت خود پايبند باشيم.
اگر قرار است غرور ملي و هويت ايراني پاس داشته شود تنها به اين دليل بايد باشد نه دليل ويراني و ترس از جنگ.
چرا كسي نميخواهد از تشخص ايراني در رابطه با احترام به دموكراسي دفاع كند؟
چرا؟
آقاي الپر يا شما ميدانيد چرا؟
چرا پاسخ نمي گوييد؟
چرا يه اين نكته فكر نميكنيد؟
چرا لاپوشاني ميكنيد و به روي خود نميآوريد؟
چرا؟
چرا؟
چرا؟
لطفا پاسخ بدهيد:
سلام آقاي الپر!
لطفا براي يكبار هم كه شده دقيقا توجه كنيد!
لطفا به پرسش من پاسخ دهيد!
من با لحن اين اعلاميه مخالفم.
من با علت بيان شده براي پذيرش تعليق مخالفم.
متاسفانه آنچه در اين نامه و اعلاميه ناديده گرفته شده هماناست كه به تشخص و هويت ايران و ايراني اعتنايي ندارد.
بحث بر سر كوتاه آمدن براي پيشگيري از ويران شدن ايران در مقابل تجاوز نيست. هر چند اين دليل مهمي باشد! اما اين نبايد دليل اصلي باشد و نبايد اعلام شود.
بحث نبايد با دم شير بازي نكردن باشد.
اين تاييد ترس ايراني است.
بارها گفته شد پيشرفت دانشمندان ايراني و تعالي ايران در مورد توانايي علمي مورد تعرض نيست و باعث فخر ايرانيان است. آنچه به تشخص و هوين ايراني ميافزايد علت پذيرفتن راي شوراي امنيت و آژانس انرژي اتمي است و چه علتي مهمتر اينكه ما نميخواهيم قواعد مشاركت در بازيهاي بينالمللي را نقض كنيم و متعهد به قراردادهاي بينالمللي هستيم.
وقتي عضو آژانس هستيم بايد قواعد بازي را رعايت كنيم و بايد به راي يكدست شوراي امنيت احترام بگذاريم و راي جهاني را ورق پاره نخوانيم كه اين يعني متعهد نبودن، يعني قابل پيشبيني نبودن براي جهان. يعني سركش بودن و مسخره كردن عضويت و تعهدات خود.
ما بايد به تعليق و راي آژانس و شوراي امنيت تن در دهيم چون بايد الزاما به قواعد قراردادهاي اجتماعي ناشي عضويت خود پايبند باشيم.
اگر قرار است غرور ملي و هويت ايراني پاس داشته شود تنها به اين دليل بايد باشد نه دليل ويراني و ترس از جنگ.
چرا كسي نميخواهد از تشخص ايراني در رابطه با احترام به دموكراسي دفاع كند؟
چرا؟
آقاي الپر يا شما ميدانيد چرا؟
چرا پاسخ نمي گوييد؟
چرا يه اين نكته فكر نميكنيد؟
چرا لاپوشاني ميكنيد و به روي خود نميآوريد؟
چرا؟
چرا؟
چرا؟
لطفا پاسخ بدهيد:
سلام علي جان. ممنون از پوشش بيانيه.
سلام علي جان. ممنون از پوشش بيانيه.
نمي دانم كامنتي كه گفتي چه بوده كاش لااقل مي گذاشتي خودم هم بخوانم . من مدتهاست نت نمي آيم مگر به حد اقل و جز وادي شغلي ام سينما به چيزي كاري ندارم و جز براي محارمم براي كسي نمي كامنتم. حال قضاوتش با خودت اسم سيد هم مدتي پيش تا جايي كه يادمه دست آويز كسي شده بود براي فحاشي. الله اعلم
لینک دادم و طبق معمول آتش گرفتم.
مرعوب شده اند بیچاره ها!
اینقدر حرف بزنند که حلقومشان بخشکد
کی به حرف آنها گوش می کند
این بچه های انجمن اروپا روزی که فرصت داشتند به مملکت شان و مردمشان خدمت کنند سنگ امریکائیها را به سینه شان زدند و الحق که خودشان را خوب نشان دادند... مردم هم کاری به کارشان ندارند... هر چه باشد اینها به پای بزرگانشان که آن ... را به بار آوردند نمی رسند
....
بگذریم
آخرین مطلب مدرسه ما
داستان دو غریبه: خاتمی و اقتصاد
خوشحال می شویم سر بزنید
مرعوب شده اند بیچاره ها!
اینقدر حرف بزنند که حلقومشان بخشکد
کی به حرف آنها گوش می کند
این بچه های انجمن اروپا روزی که فرصت داشتند به مملکت شان و مردمشان خدمت کنند سنگ امریکائیها را به سینه شان زدند و الحق که خودشان را خوب نشان دادند... مردم هم کاری به کارشان ندارند... هر چه باشد اینها به پای بزرگانشان که آن ... را به بار آوردند نمی رسند
....
بگذریم
آخرین مطلب مدرسه ما
داستان دو غریبه: خاتمی و اقتصاد
خوشحال می شویم سر بزنید
در ضمن این تکه اش که با آیه قرآن نصیحت کرده بودند خیلی باحال بود مخصوصا که با لحن توصیه و نصیحت آمیخته بود ...
انهم نصیحت چه کسی؟ لاریجانی؟؟؟؟؟!!!!!!
خدا خیرشان بدهد! چه جسارت خنده داری دارند!
ديده را بايد شست
جور ديكر بايد ديد
سهراب سپهري
دوست گرامي
سالها است كه روشنفكران كشورهاي جهان سوم عادت كرده اند كه با عينك و از زاويه ديد كشورهاي استعمار گر به مسايل نگاه كنند. تمام تحليلها بر اين اصول استوار است:
1- فرهنگ غرب بهتر و پيشرفته تر و انساني تر از فرهنگ جهان سوم است .
2- امناقع مورد ادعاي غرب در گشورهاي جهان سوم بر حق است و بايد اين منافع براس انها حفظ شود
3- نظرات و سياستهاي كشورهاي استعمار گر در دنيا درست است و در مورد مسايل بحراني دنيا نبايد با خواستهاي انها مخالفت كرد.
اين موارد مشتي نمونه از خروار بود
با اينگونه تحليلها به اين نتيجه ميرسيم كا بايد قانون جنگل را بپذيريم و اميدوار باشيم كه كشوذهاي استعمار گر كه قدرت نظامي دارند از سر لطف اگر با منافع حودشان تضادي نداشت يك مقدار هم هواي ما را داشته باشند.
ولي در خال خاضر رشد جمعيت در دنيا و مخدوديت منابع باعث شده است كه انقلابي جهاني در مورد سيستم تقسيم منابع بين مردم جهان انجام گيرد. ديگر قابل قبول نيست كه براي مثال كشور امريكا با پنج درصد جمعيت جهان مقدار سي دزصد از منابع را مصرف كند.
ديگر مسيله مرگ و زندگي است.
اين يادداشت هم براي آقاي عبدي در رابطه با موضوع دين و دمكراسي://آقای عبدی این یادداشت مثل این که رد نشد و اگر به عمد منتشر نکردید که خیلی پرسش بر انگیز است. اگر قرار باشد نخبگان ما چون شما حتی در این سطح این قدر به مسایل سطحی نگاه کنند و حاضر نشوند مثلا خودشان قران را دست بگیرند و نگاهی بهش بیندازند که وای به حال مملکت. خب یا موضوعی را مطرح نکنید و یا اگر مطرح میکنید برای یاد گرفتن هم گوش شنوا داشته باشید:
آقای عبدی عزیز
چند محور ساختاری را دوباره یاد آوری می کنم، شاید به بحث کمک کند و از طولانی شدن آن و گم شدن در لایه های پایین و حاشیه ای هم اینجا و هم در مطلب بعدی جلوگیری شود:
1) وقتی کلمه دین را بکار می بریم باید مواظب باشیم با کلمه شرعیت جابجا بکار برده نشود.
خدا چند تا دین ندارد. هم بنا به نص صریح و مکرر قرآن، هم با استدلال. دانش خدا ازلی است. خدا رشد و تکامل پیدا نمی کند که با یافته های جدید منشا دین جدید باشد.
2) تنوع شریعت چون تنوع در نژاد و رنگ و زبان و غیره از سنت های تغیییر نا پذیر خداست.
3) دین یونیورسال است اما شریعت منطقه ای و محلی.
4) هر پیامبر به زبان و فرهنگ و از مردم همان قوم برای هدایت همان قوم آمده است.
5) کتاب های آسمانی بحش ناچیزی از کلمات و آیات خداست و برای رهایی مردم وقت از پلیدی ها و سرکشی ها و آزاد کردن آن ها برای تقکر و تعقل در تمامی آیات الهی بوده است. عبادات و احکام مثلا وسیله بوده است برای رهایی فرد ( نه هدف) و در مسر رشد و تعالی قرار گرفتن وی... یعنی پویش و جستجوی گری بشر در آیات بیکران آفرینش..... خلاصه این که شریعت برای رهایی و برداشتن قیود از عقل و اندیشه آمده است نه این که خود قید شود بر آن!
اين هم به مناسبت 22 بهمن:// آزادی: هشت رقمی!/
28 سال بعد:/
يک رقمی!/
انتخاب کننده: يک نفری!/
خوب جمعتان جمع،/
اين گوی و اين ميدان:/
عقد نه نه توست،/
کله زن حرفه ای!//
يه عده ی سه رقمی ته ی بقيه رو با "نفت" می سوزونن تا ته ی خودشون رو بذارن تو جاکوزی!
اين پيام به آقاي عبدي را در بارهي پادرمياني آقاي رفسنجاني را هم كه مرتبط با اين متن است بخوانيد ضرر ندارد!
سلام آقاي عبدي عزيز!
حدود يكماه پيش (در 27 ديماه) براي اولين بار درخواست كمپين پذيرش راي شوراي امنيت را مطرح كردم و در ابتداي اين طرح با تاكيد بر علت چنين درخواستي آوردم:
بنظر من علت اصلي اين اقدام ملي نبايد واكنشي منفعلانه و مصلحت آميز و بخاطر ترسيدن از مواجههي ايرانيان با دشمن(آنچيزي كه بصورت اغراق آميز القاء ميشود) باشد، بلكه بايد بعنوان يك عمل فعال و تمكين دموكراسي مطرح باشد، تنها بعلت احترام به دموكراسي و خواست يكدست شوراي امنيت و اكثريت نمايندگان جامعهي جهاني است.
...
در تداوم همان درخواست بارها اشاره كردم كه در اين طرح نه بايد امريكا مغبون باشد نه ايران. دموكراسي و تعهد به قراردادهاي اجتماعي بهترين دليل ميتوانست باشد و هنوز باشد.
---
خب به هر دليلي متاسفانه در آنزمان ضرورت چنين عزمي توسط بزرگان و روشنفكران جدي گرفته نشد تا جاييكه امروز به همان چيزي كه از آن واهمه داشتم دچار شديم.
حالا دانشجويان انجمن اسلامي اروپا با دليل ترس از ويراني اعلاميه صادر كردهاند.
----
اما حالا كه چنين عزمي نه در آزاديخواهان و نه در ملت پراكنده ، و نه در شبهه احزاب نيم بندي چون مشاركت، و نه در اپوزيسيون خارج و داخل وجود دارد و هر كس در خفا و گوشه و كنار نالهاي سر ميدهد شايد بايد به كسي مثل آقاي رفسنجاني دل بست!
كه البته با همين منطق دموكراسي (ونه هيچ دليل ديگر) بايد وارد ميدان شوند.
اما براي شروع حتما بايد يك شخص يا اشخاصي اين در خواست را تقديم كنند و پاسخ بخواهند.
براي شروع خود شما ميتوانيد استارت چنين عزمي باشيد.
----
محض اطلاعتان امروز خبرگزاري اسوشيتدپرس اعلام كرد ايرانيان از مواجهه با امريكا و جنگ ميترسند!!!
چيزي كه آدم گمنام و عوامي چون من يكماه پيش پيش بيني ميكردم متاسفانه امروز بوقوع پيوست. يعني ميهن ما اينقدر قحط الرجال شدهاست؟!
اين هم سند پيش بيني اين كمترين:
http://sinahoda.blogspot.com/2007/01/blog-post_17.html
تحليل و تفسير هاي سياسي روشنفكري خودتونو بذاريد در كوزه سطح تفكر عوام امروزه بالاتر از ان چيزي است كه شما فكر ميكنيد در ضمن من موندم كه چند درصد دانشجويان اينگونه فكر ميكنند ؟؟!! !
تا جايي كه ما در جامعه ميبينيم حرف "عليرضا" صدق ميكند.
تحليل و تفسير هاي سياسي روشنفكري خودتونو بذاريد در كوزه سطح تفكر عوام امروزه بالاتر از ان چيزي است كه شما فكر ميكنيد در ضمن من موندم كه چند درصد دانشجويان اينگونه فكر ميكنند ؟؟!! !
تا جايي كه ما در جامعه ميبينيم حرف "عليرضا" صدق ميكند.
دیپلوماسی، رفتاری حکیمانه
چند روزی ای است که نامه سرگشاده اعضای اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان اروپا در سایت ها و وبلاگ های خبری مطرح شده که خطاب به مسئولین اجرایی کشور به نگارش در آمده است و با بر شمردن مستنداتی حکیمانه و تاریخی ، حضرات تصمیم گیرنده کشور را دعوت به تعقل بیشتر بر وضعیت موجود می نماید.
مطالعه نامه مورد نظر برای من یادآور مناظره حضوری حقیر با یکی از سران احزاب سنتی محافظه کار در خصوص سیاست خارجه جناب احمدی نژاد بود .خوب بیاد دارم که ایشان در مقابل آمار ها و اطلاعاتی که بنده سعی می کردم در خصوص اختلاف سطح فعلی نظامی و اقتصادی ایالات متحده وایران و مضار هر گونه یقه گیری رودر روی با دشمن فرضی و غیر فرضی! راارائه دهم از یک تئوری عجیب استفاده می نمودنند که حقیقتا موجب حیرت من بود.
جان تئوری آن بزرگوار ختم در این بود که در مواجهه با یک سگ! یا بایست محکم بایستی که سگ از تو بترسد! و یا اینکه بگریزی که نهایتا سگ تو را شکار می کند.در خصوص مواجهه با آمریکا نیز به تصدیق ایشان، هر گونه عقب نشینی از سوی جمهوری اسلامی موجبات پاچه گیری بیشتر آمریکا خواهد شد. که البته تئوری مورد نظر قبض و بسط همیشگی آیات و روایات رانیز بهمراه داشت. ومن هر چه تلاش کردم که بگویم در دنیای مدرن! پدیده نسبتا جدیدی آفریده شده بنام " دیپلوماسی " که با بهرمندی از آن لازم نیست در مقابل هیچ درنده ای ! قرار گیری که مجبور شوی بگریزی و یا بستیزی!؟ که افسوس! ، کوشش بیهوده ای بود.
بعد ها که بیشتر فکر کردم، یاد کتاب زیبای " ظلمت در نیمروز" آرتور کاستلر افتادم که که براستی ایدئولوژی چه بر سر خرد و باور آدمیان می آورد. به گمان من دانشجویان عزیز نگارنده نامه مورد نظر هم فراموش نموده اند که مخاطبان محترم آنان جز از چارچوب ایدئولوژیک ذهنی خود توان اندیشیدن به چیز دیگری را ندارند. ایدئولوژیی که از آنان در زمان معاصر دن کیشوت های جدیدی آفریده که سوار بر مرکب خود بزرگ بینی کمر بر ویرانی هر چه هست بسته اند.
هین روا کن ای امام المتقین
این خیال اندیشگان را تا یقین
http://www.shocaran.blogspot.com/
baba ahmadi nejad khekalat bekesh dige..to arabi barat mohem nist chi be sare iran miad.baraye ma shodi nejat bakhshe jahane eslam.che kesi az in jahane eslam farda miad viroonihaye irano abad kone.viranie iran arezooye hameye in arabhaye paste ke to sangeshoni be sine mizani. nang bar in diktatore akhondi.
هرچه به روزمان مي آورندفقط به دليل برخورداحمقانه وغيرعقلاني تصميم گيرندگان ديپلماسي ماست كه به نظرميرسداينان ايراني نمي باشندكه براي مردم ايران دل بسوزانند.
هرچه به روزمان مي آورندفقط به دليل برخورداحمقانه وغيرعقلاني تصميم گيرندگان ديپلماسي ماست كه به نظرميرسداينان ايراني نمي باشندكه براي مردم ايران دل بسوزانند.
هرچه به روزمان مي آورندفقط به دليل برخورداحمقانه وغيرعقلاني تصميم گيرندگان ديپلماسي ماست كه به نظرميرسداينان ايراني نمي باشندكه براي مردم ايران دل بسوزانند.
|